این زندگی نظامی است ما همه آن را داریم


سال سختی برای بسیاری از مردم ، از جمله من بود. شوهر من اخیراً پس از 22 سال از نیروی دریایی بازنشسته شد. به عنوان یک دوست دبیرستانی ، از روز اول با او روی این نقش ها کار می کردم. بازنشستگی برای من سخت بود. ادغام مجدد و کووید را با بازنشستگی ترکیب کنید تا یک دستور کشنده داشته باشید.

سال گذشته ما به هانتسویل (ALL) نقل مکان کردیم ، جایی که Atoka ، TN ، آنجا بود که من “خانه ابدی” خود می دانستم. دوران انتقالی سختی بود. من ده ماه اینجا هستم ، اما هنوز با کسی ملاقات نکرده ام و هیچ دوست واقعی پیدا نکرده ام. من یک انسان هستم ، بنابراین برای من بسیار دشوار بود. بهتر می شود ، مطمئنم همیشه همینطور خواهد بود. چیزی که من ندارم یک شبکه ایمنی برای برادران و خواهران همسر نظامی من است. نفهمیدم چقدر دلم برایش تنگ شده بود. من برای عضویت در جامعه مدنی مشکل دارم. در مورد چه چیزی باید صحبت کنم؟ آن ها نمی فهمند. مشکلات PCS در ازدواج نظامی و کاهش و جریان مشکلات روابط؟ آیا می توانید ارتباط برقرار کنید؟

آخر هفته گذشته به تعطیلات رفتیم. به دلیل موقعیت ها و بیماری کووید ، تعطیلات سنتی سالانه خانوادگی ما از سال 2017 برگزار نشده است. خوب بود که چند روز دور از زندگی واقعی “با هم” بودیم. ما دقیقاً در تعطیلات نبودیم ، اما چند روز ، در پنساکولا ، فلوریدا ، چیزی بود که بعد از سال گذشته مجبور شدم آن را شارژ کنم. من به آن نیاز داشتم. شوهرم نیاز داشت این چیزی بود که بچه های من به آن نیاز داشتند.

وقتی در ساحل دراز کشیدم ، بچه های کوچکم را دیدم که در شن بازی می کردند و به این چیزها فکر می کردند. بچه ها مقاوم هستند ، اینطور نیست؟ ما گاهی اوقات بیش از حد نگران آنها هستیم و خیلی کم به خودمان. وقتی زمان بسته بندی و حرکت فرا رسید ، آنها با خوشحالی از چمدان های خود بیرون آمدند و شروع به بسته بندی عروسک ها و جواهرات باربی کردند. پسر بزرگم جعبه را برداشت ، موسیقی پخش کرد و روی آن پرید. برای من آسان نبود.

همانطور که فرشتگان آبی روی سر من پرواز می کردند و غرور نیروی دریایی را به اشتراک می گذاشتند ، من به افراد اطرافم نگاه کردم. ناگهان ، مهم نبود که سال سختی برای من بود. چه کسی نمی کند؟ مهم نبود که من فقط یک دوست در اینجا داشتم (برای همه چیز از شما سپاسگزارم ، دوست عزیزم صابر). با وجود اینکه شبکه ایمنی همسر نظامی ام را همراه ندارم ، تلفن ها و تماس های من در سراسر جهان است.

من چیزهای زیادی برای تشکر دارم. شوهری که در 25 سال گذشته برای مراقبت از خانواده کوچک خود ، سه بچه دیوانه و سه سگ ولگرد تلاش زیادی کرده است. می دانم که باید برعکس باشد. من دوستانی دارم که خانواده ام شده اند و من در سمت راست خاک هستم. به جای تمرکز بیش از حد روی چیزهایی که ندارم یا آزمایشات و مصائبی که سال گذشته شاهد آن بودیم ، بر آنچه دارم تمرکز می کنم.

به شوهرم که در آفتاب آشپزی می کرد و فرزندانم که اکنون در شن ها غرق شده اند و یک پوسته دریایی خوشحال حفر می کنند ، نگاه کردم. جمله ای به ذهنم رسید که هرگز فکرش را نمی کردم. “ما ممکن است همه آن را نداشته باشیم ، اما همه آن را داریم.” ما قطعا انجام می دهیم.



دیدگاهتان را بنویسید