تیم فوتبال جذاب انگلیس آتلانتیک است


هیچ کس در نیوکاسل ، ژاپن ، در شمال انگلستان وجود ندارد کلیسای جامع فلورانس یا خانواده مقدس بلند ایستاده ، نشان دهنده شهر ، روح و روان آن است. کلیسای جامع سنت پل ، نوتردام یا کلیسای سنت مارکبه نه ، کلیسای جامع و قلعه در نیوکاسل در درجه دوم اهمیت قرار دارند ، دیوار روم نیز توسط امپراتور هادریان ساخته شده است. روح شهر در نیوکاسل استادیوم باشکوه ، فرسوده (و کمی منسوخ) فوتبال در مرکز شهر ، در بالای افق ، سنت سنت جیمز پارک است.

و اکنون این ورزشگاه و باشگاه فوتبال مالک آن متعلق به عربستان سعودی یا حداقل صندوق ثروت ملی آن است.

می توانید انتظار داشته باشید که این موضوع در نیوکاسل بحث برانگیز باشد. این کشور قدیمی نیست که باشگاه فوتبال انگلیس را خریداری کرد. این کشور تحت فرمان مردی است که به ایالات متحده دستور داد روزنامه نگاری را تقسیم کند ، کشوری که جنگ وحشیانه ای را در یمن ، یکی از وحشیانه ترین وحشیانه در جهان به راه می اندازد.

و با این حال ، به نظر می رسد تعداد کمی از مردم در نیوکاسل اهمیت می دهند. منظورم این است که چرا به آنها احتیاج دارید؟ رقبای آنها در لیگ برتر انگلیس در حال حاضر متعلق به رژیم ها یا افراد ناخوشایند هستند: منچسترسیتی توسط ابوظبی و چلسی توسط یک الیگارشی روس با روابط با کرملین اداره می شود. چرا کسی پول دیگر را رد نمی کند؟ اصلاح طلب که به اشغال عربستان سعودی کمک کرد بدون شک خواستار عربستان سعودی بود دولت نیوکاسل صندوق ثروت ملی خود را تصاحب کرده است ، نه باشگاه فوتبال ، و او می گوید که واقعاً به حقوق بشر اهمیت می دهد. البته هر دو توسط ولیعهد محمد بن سلمان اداره می شوند.

علاوه بر این اثر هنری پوچ ، تجارت نیوکاسل یونایتد نمادی از چیزی بسیار متواضع تر و غم انگیز در مورد وضعیت انگلستان است.

لیگ برتر انگلیس محصولی است که در دوره ای متفاوت قبل از بحران مالی جهانی ، برگزیت و دونالد ترامپ اختراع شد. این نمونه ای از یک بریتانیا باز و سرمایه دار اروپایی است – انگلستان همه چیز دارد و برنده است. لیگ غنی ترین و پربیننده ترین لیگ در جهان است ، قوانین سرمایه گذاری و مالکیت نسبت به همسالان خود بازتر است زیرا آنها در ساختار بزرگتر اروپا کار می کنند ، اما خود را تهاجمی تر از هر رقیبی به جهان می فروشند. این شبیه بخش مالی لندن قبل از برگزیت است: بزرگترین بازیگر در گسترده ترین شبکه اروپا ، اما از نظر پوشش ، فرهنگ و سرمایه گذاری جهانی تر از رقبای خود است. باشگاه نیوکاسل به زودی قادر خواهد بود با ثروتمندتر شدن با بهترین بازیکنان اروپا رقابت کند. این همان سرمایه داری کنونی (یا دست کم ، سرمایه داری با نفت و دولت است).

در واقع ، این مدل شبیه انگلستان بود که از انقلاب مارگارت تاچر در دهه 1980 بیرون آمد. این تقریباً فراموش شده است ، اما این تیتر محافظه کاری بیش از هر نخست وزیر دیگری از آن زمان به بعد باعث تعمیق ادغام انگلیس در اروپا شده است (به استثنای ادوارد هیث ، به استثنای توری دیگری که انگلیس را در این اتحادیه گنجانده است). هدف بزرگ برای تاچر تنها بازار اروپایی بود که انگلستان می توانست در آن ثروتمند شود ، بنابراین او این کشور را برای سرمایه گذاری خارجی از سراسر جهان باز کرد و از نظر اقتصادی آزادترین ، امن ترین و دوستدار تجارت در اروپا اعلام کرد. برای سرمایه گذاران ژاپنی و آمریکایی انگلیسی بود از خروج از بازار اروپا

باز هم نتیجه چه شد؟ به گفته دیوید اجرتون ظهور و سقوط مردم انگلیس، اصلاحات تاچر به هدف او منجر نشد. او می خواست سرمایه داری انگلیس و جایگاه آن در امور جهانی را احیا کند. گذشته از این ، پول انگلیس زمانی در سراسر جهان شسته می شد و دارایی هایی را برای شرکت های انگلیسی خریداری می کرد. ادگرتون می نویسد در اواخر دهه 1960 بریتانیا ثروتمندترین مکان در اروپا بود. در دهه 1980 ، این واقعیت نداشت و بریتانیا سعی می کرد به جای آن یک بتن بسازد ملی اقتصاد ، صنعت ملی و دارایی ها.

سیاست تاچر صنعت بریتانیا را احیا نکرد. به گفته ادگرتون ، “بریتانیا دیگر از سرمایه داری ملی خود دست کشید و در عوض به یک مرکز مالی بزرگ تبدیل شد که عمدتاً پایتخت دیگران است.” در طول 30 سال آینده ، انگلیس و به ویژه لندن به طور فزاینده ای درگیر اقتصاد جهانی شدند و در سال 2008 همه اینها فروپاشید و مدل اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر درآمد آن را از بین برد.

ادگرتون خاطرنشان کرد که برگزیت ، به نوعی ، فریادی برای بهبود است ملی مدیریت برای کارگران عادی ، از جمله کسانی که در مناطق فقیرنشین کشور زندگی می کنند ، به عنوان مثال ، در حومه نیوکاسل – این قابل درک است. صدای خروج از اتحادیه اروپا ، در این قرائت ، نوعی بازتاب امپراتوری نبود ، بلکه عکس آن بود: میل به جهانی که در بریتانیا وجود دارد. سپس وقتی اقتصاد ملی باشد نه بین المللی.

لیگ برتر انگلیس و هوادارانش طوری پیش می روند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است: با شنیدن خبر در نیوکاسل ، هواداران به باغ سنت جیمز آمدند تا ثروت جدید باشگاه خود را جشن بگیرند ، برخی با روسری تقلبی.

با در نظر گرفتن همه این موارد ، آنها از نظر ملی سازگار نیستند. ما می شنویم که نخست وزیر بوریس جانسون در کنفرانس سالانه خود هفته گذشته به حزب محافظه کار می گوید که برگزیت یک داروی ضروری برای تغییر اساسی اقتصاد بریتانیا است. انگلیسی و دارای صلاحیت بالا و حقوق خوب هستند. او حتی به نحوه تصاحب سوپرلیگ اروپا افتخار می کند و می گوید با ایجاد نسخه اروپایی لیگ برتر را خالی می کرد. به گفته وی ، این نشان دهنده ماهیت “شکسته” زندگی مدرن است ، که در آن مردم نسبت به محیط ملی خود بی تفاوت هستند. بدیهی است که مردم در یک اقتصاد جهانی احساس بدی دارند که نمی توانند آن را کنترل کنند.

با این وجود ، ما – روسای جهانی ترین لیگ های ورزشی جهان ، باشگاه های ما ، اگر پول زیادی داشته باشند ، هرکسی می تواند باشگاه های ما را بخرد ، زیرا بهترین محصول را ایجاد می کند که می تواند در بازار بین المللی به فروش برسد.

اشغال نیوکاسل به نوعی احساس می کند که در دوره ای متفاوت متولد شده است و نماد آینده این زمانی است که تا زمانی که به انگلستان نمی رسید اهمیت نمی دادید که این پول از کجا آمده است. وقتی ما بهترین دوست چین در غرب بودیم ، نسبت به نقض حقوق بشر در این کشور بی تفاوت نبودیم. و زمانی که لندن خانه کسانی بود که می خواستند پول کثیف خود را خرج کنند. با این وجود ، آیا اشغال کشور بازتابی از حال و آینده کشور نیست؟ بسیاری از اخبار مربوط به انتشار اخیر اسناد پاندورا نقش اصلی لندن در فرار مالیاتی را نشان می دهد. این دوره قرار بود با شگفتی برگزیت و بوریس جانسون به پایان برسد. و هنوز باقی است.

البته به نظر می رسد نیوکاسل از این قرارداد چیزی به دست آورده است. اما آیا او چیزی را از دست نداده است ، چیزی که نمی توان آن را با پوند و پنس اندازه گیری کرد؟ کلیسای جامع فوتبال او پس از تبدیل شدن به ماشین لباسشویی برای شهرت کسی چه می شود؟

دیدگاهتان را بنویسید