آلن هریس | به کسب و کار خود فکر کنید: از دام مالک خلاص شوید | کسب و کار



صاحبان مشاغل یک هدف مشترک دارند – ما به دنبال آزادی هستیم. ما مهارت های تیراندازی خودمان را می خواهیم. ما می خواهیم هر زمان و هر کجا که می خواهیم روی پروژه هایی که انتخاب می کنیم کار کنیم.

اگر شرکت شما در حال توسعه نیست این امکان پذیر نیست. اگر شرکت شما تا زمانی که کارهای زیادی انجام ندهید درآمد شما را به حداکثر نرساند ، نمی توانید توسعه دهید. شما در دام مالک افتاده اید.

از بیرون ، به نظر می رسد که همه چیز را انتخاب کرده اید. با این حال ، ممکن است در دام بیفتید و حتی آن را ندانید. شاید آنقدر به قفس عادت کرده اید که دیگر میله ها را نمی شناسید.

بسیاری از صاحبان مشاغل به طور تصادفی کارآفرین می شوند. شما مهارت های خود را خوب می شناسید ، بنابراین بدنبال آزادی هستید. شرکت شما رشد کرده است زیرا شما دقیقاً می دانید چه کار می کنید. بسیار خوب ، حتی اگر شما شرکت خود را برای فروش ابزارک افتتاح کرده اید ، مشتریان شما از شما خواسته اند که blivit را بفروشید.

به منظور جلب رضایت مشتریان ویجت ، فکر می کنید باید خدمات خود را به موارد غیر متخصص بسط دهید. متأسفانه کارکنان شما نیز همینطور هستند. به این ترتیب ، مشتریان از کارکنان پردرآمد دور می زنند و برای کسب تجربه شما به شما مراجعه می کنند ، زیرا می دانند که مشتریان از سطح آگاهی شما برخوردار نیستند. این بدان معناست که آنها وقتی مشکلی پیش می آید به سراغ شما می آیند و فقط شما. شما پاسخ می دهید ، که باعث افزایش اعتماد مشتری به شما می شود.

شما در این دام گیر خواهید کرد. وقتی شما در دفتر نیستید ، تجارت کند می شود. شرکت شما نمی تواند روی همه پروژه های بسته کار کند زیرا از تیم شما کم استفاده شده است. و درآمد شما ثابت می ماند ، زیرا کسب و کار فقط در سطح قابلیت های مالک رشد می کند. ابعاد پاسخ می دهد.

مقیاس بندی علاوه بر بهبود فروش شرکت شما ، ارزش شرکت را افزایش می دهد. میانگین اکثریت فروش به شرکت ها 3.76 برابر EBITDA (سود ، مالیات ، استهلاک و درآمد قبل از استهلاک) است. اگر مالک به طور جداگانه با هر مشتری برخورد کند ، این مقدار نصف می شود – 2.92.

ممکن است از برخورد شخصی با هر موضوع لذت ببرید ، اما این چگونه به بهترین نحو به مشتریان شما خدمت می کند؟ آیا این راهی برای کمک به مشتریان بیشتر است؟ خیر این توانایی را دارد که به مشتریان خود ارزش زیادی بدهید نه از طریق مهارت های دستی شما ، بلکه از طریق مهارت های تجاری شما است. این در مورد چگونگی سیستم بندی و مقیاس بندی ارائه خدمات تخصصی است.

این تصور غلط وجود دارد که اگر بزرگنمایی کنید ، به نوعی آب می ریزید. با این حال ، این کارآیی به شما امکان می دهد تا خدمات بیشتری را به مردم ارائه دهید.

مستقل بودن کسب و کار شما علاوه بر داشتن آزادی ، ارزش آن را بیشتر می کند. شرکتهایی با مالکانی که به ندرت در خدمات مشتری مشارکت می کنند به طور متوسط ​​4.54 پیشنهادات متعدد دریافت می کنند. (اگر می خواهید به همکاری با مشتریان در تجارت خود ادامه دهید و هیچ فلات فروشی وجود ندارد ، می توانید مدیرعامل را استخدام کنید. اما این ستون دیگری است.) شما می خواهید به جایی بروید که شرکت شما با شما ارتباطی ندارد.

برای خروج از دام ، کسب و کار خود را به این ترتیب ترتیب دهید که به جای فروش زیاد به تعداد زیادی از چیزها ، چیزهای زیادی را به مشتریان بفروشید. این برای برخی از مالکان ناراحت کننده به نظر می رسد زیرا فروش چیزهای زیاد خریداران بیشتری را به سمت خود جذب می کند. با این حال ، یک نکته ظریف در این مورد وجود دارد ، زیرا به عنوان مثال ، اگر یک فروشگاه مواد غذایی دارید ، می توانید از فروش محصولات زیادی سود ببرید. با این حال ، بین فروش بادمجان و سرویس آشپزخانه سفارشی یا فروش دستمال کاغذی و نصب سالن بولینگ در سالن نان تفاوت وجود دارد.

شما می توانید مطمئن باشید که با تطبیق محصول یا خدمات خود با نیازهای فردی هر مشتری ، رقابتی خواهید بود. با این حال ، اگر سیستم ها را به صورت خودکار انجام ندهید یا به کارکنان توانایی انجام کارهای خاص را ندهید ، کسب و کار شما به سختی می تواند سهم بازار را بدست آورد. (به هر حال ، بخشی از راه حل این است که دیگر پذیرش هر مشتری را متوقف کرده و فقط به افرادی که بیشترین خدمات را از آنها خواهند برد ، بله بگویید).

“ریزه کاری سه بعدی”

آنها را بررسی کنید تا بالاترین امتیاز را در “سه بعدی بعدی” تعیین کنید تا تعیین کنید در کدام محصولات یا خدمات موفق خواهید بود. برای کسب امتیاز بالا در سه گانه سه بعدی ، فرآیند فروش یا خدمات باید 1) توسط کارکنان آموزش دیده ، 2) برای مشتریان ارزشمند و 3) بازخرید (TVR) باشد.

شما ، مالک ، می خواهید بر کارهای ارزشمند تمرکز کنید. وقتی با 150 دلار در ساعت کار می کنید ، نمی خواهید زمان زیادی را صرف کار با 15 دلار در ساعت کنید. بنابراین شما در حال انجام کاری هستید که تجارت شما را توسعه نمی دهد.

پس از تعیین TVR ، مراحل تحویل را مستند کنید و نحوه مدیریت آن را به کارکنان خود بیاموزید. شما می خواهید دستورالعمل های خود را آزمایش کنید و فرآیند را بدون مشارکت شما به یکی از اعضای تیم منتقل کنید. با این حال ، محصول یا خدمات را خریداری نکنید. شما باید بتوانید نام آن را بگذارید و روند آن را شرح دهید. این شما را از رقبا متمایز می کند ، که به شما امکان می دهد قیمت ها را تعیین کنید.

ارزشمندترین چیز برای مشتریان شما فقط تحویل پویا نیست ، بلکه تحویل متفاوت است.

هنگام صحبت با مدیریت ، ممکن است تشخیص دهید که ارزشمندترین محصولات و خدمات شما ممکن است کمترین آموزش را به شما داشته باشد. برعکس ، بیشترین چیزهایی که آموزش داده می شود ممکن است کمترین ارزش را برای مشتریان شما داشته باشد. Darren Root ، Rootworks Accounting ، به این حقیقت پی برد.

مانند بیشتر شرکت های حسابداری نوپا ، دارن همه کارها را انجام داد. به عنوان مثال ، او حقوق زیادی در امور مالی شرکت ها دریافت می کند ، اما نمی توان این مهارت را به راحتی آموخت. دارن همچنین لیستی از خدمات ارزان تر دیگر مانند حقوق و دستمزد ، ثبت سپرده روزانه ، گزارش مالی ماهانه و مقایسه حساب های بانکی را برای مشتریان خود ارائه کرد. همه اینها بسیار آموزنده بود ، اما هیچ کس برای مشتریان خود ارزش چندانی نداشت.

آنها به عنوان یک کالا به عنوان یک خدمات ارزشمند تلقی می شدند. دارن تمام خدمات آموزش دیده / ارزان را با هم ترکیب کرد و آنها را به عنوان بسته ای به نام BOSS (سیستم پشتیبانی پشتیبان) به فروش رساند. این بسته به یک سرویس ارزشمند تبدیل شده است زیرا این بدان معناست که مشتریان آن به جای استخدام کارکنان دفتر پشتیبان ، این راه حل را برون سپاری می کنند.

پیروی از این مراحل به صاحبان مشاغل کمک می کند تا در شرکت با ارزش ترین سطح فعالیت کنند. شما نمی خواهید پردرآمدترین کارمند خود را از مهمترین شغل منحرف کنید. شما باید به همان شیوه پاسخگو باشید اجازه ندهید دام رئیس شما را از آزادی شما محروم کند ، در عین حال مانع رشد شرکت شود.



دیدگاهتان را بنویسید